امروز 7 فروردین98 هست و من سردرگم برای انجام تز دکتری هستم. امروز تصمیم گرفتم از صفر شروع و دسته بندی کنم. هر روز گزارشی از کارهامو مینویسم که یادم بمونه چکارهایی انجام دادم.
پیش به سوی رسیدن به اهداف....
برچسب:
نویسنده: کیارش نظری
برچسب:
نویسنده: کیارش نظری
دلم برای یک نفر تنگ است…
نه میدانم نامش چیست…
نه میدانم چه می کند…
حتی خبری از رنگ چشم هایش هم ندارم…
رنگ موهایش را هم نمی دانم…
لبخندش را هم…
فقط میدانم که باید باشد و نیست
برچسب:
نویسنده: کیارش نظری
برچسب:
نویسنده: کیارش نظری
حوصله ام نیومد برم پیش آرسام و تنهایی ترجیح دادم
برچسب:
نویسنده: کیارش نظری
برچسب:
نویسنده: کیارش نظری
یه وقتایی باید رفت اونم با پای خودت باید جاتو تو زندگی بعضی ها خالی کنی درسته تو شلوغیاشون متوجه نمیشن چی میشه ولی بدون یه روزی یه جایی بد جوری یادت می افتن که دیگه خیلی دیر شده
برچسب:
نویسنده: کیارش نظری
برچسب:
نویسنده: کیارش نظری
برچسب:
نویسنده: کیارش نظری
برچسب:
نویسنده: کیارش نظری
بلاخره بعد از مدتها دوباره میخوام شروع کنم
برچسب:
نویسنده: کیارش نظری